۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

در باره من

تا به حال چند دفعه سعی کردم درباره خودم بنویسم .یکبار این جمله از "جبران خلیل جبران" را نوشتم که : "در پاسخ به هیچ سوالی در نمانده ام جزء در پاسخ به این که توکیستی؟"

اما دوستش نداشتم چرا که نوشته خودم نبود.

تا اینکه امروز در حالی که آهنگ گروه ضد بازی* را زمزمه می کردم .ناگهان گفتم این بیت وصف الحال من و وبلاگم می تواند باشد.و با کمی دستکاری شد این!!!

این وبلاگ منه و این زندگی منه

چون از کوزه همان برون تراود که در اوست.من هم به این نتیجه رسیدم که بین جملاتی که تا به حال برای توصیف خودم نوشته ام این بهترین جمله ای است که می تواند من را توصیف کند.

چرا که وبلاگ من حاصل تراوشات ذهنی من است پس برای شناخت من بهتر است من حرفی نزنم و شما با خواندن وبلاگ ،درباره من نظر بدهید.چون از قدیم گفته اند: آدم درباره خودش نمی تواند نظر درستی بدهد پس نظر را به شما واگذار می کنم.

تا شما از خواندن وبلاگ من چه چیز دستگیرتان بشود.

*:ضد بازی، گروهی که برخی از آهنگها و ترانه هاش را دوست دارم اما در کل دوستش ندارم !!!

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

wanted...


آقا ، این خاتمی کجاست؟
9/4/88
.............................
تاریخ زدم برای اینکه وقتی به آرشیو رجوع کردم یادم باشد که از 22 خرداد تا امروزآقای خاتمی 2 تا بیانه بیشتر نداده.
البته از حق نگذریم . شاید بیچاره افتاده تو اتاق شیرها !!!(این هم یک احتمال است.در این جهان هیچ احتمالی قابل رد نیست!!!)

۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

If i never see your face again

دانشگاه هم تمام شد.جایی که برای ورود بهش ،اشتیاق فراوانی داشتم اما برای پایانش هرگز میلی در خود نمی دیدم. کور سوئی برای رسیدن به تمام امیدها و آرزوهایم.جائی که تک تک لحظه های بودن در آن را با تمام وجود لمس می کردم.

دانشگاه تمام شد .با تمام خاطرات خوب و بدش . با تمام دقایق خاطره انگیزش. چه در خانه و چه در دانشگاه. با تمام استرسهای شب امتحان و شادی های نمره قبولی. با تمام احساس استقلالها ، با تمام صبح بیدار شدنها و حس کردن هوای بهاری...

تنها دلم به این خوش است که تمام این خاطرات خوب و بد را می توان با دور هم نشستنهای دوستان قدیمی و خوردن چای و قهوه و خندیدن از ته دل جبران کرد.

اما با خاطره تو چه بکنم؟ غم ندیدن صورت زیبای تو را چگونه مرور کنم؟

سعی می کنم تک تک آخرین دقایق با تو بودن را با تمام وجود حس کنم.

اما باز فکر آخرین لحظه به مغزم هجوم می آورد و تمام این دقایق را به کامم زهر می کند.

یعنی باید فکر دوباره دیدن تو را تا آخرین لحظه عمرم با خود حفظ کنم؟

یا که نه ، باید تو را فراموش کنم .آنگونه که انگار تو نبوده ایی و هیچ چیز بین ما نبوده و این دقایق وجود خارجی نداشته.

احساس می کنم باید کوه اورست را از جا بکنم.

...................................................

در این مورد باز هم باید بنویسم ، اصلا ارضاء نشدم

پی نوشت:اینروزها که هر کسی در مملکت دغدغه هایی مهم تر از این مسائل دارد. اصلا دوست نداشتم در این مورد بنویسم. اما این بار آنقدر بغض گلویم را فشرد که برای کمی سبکتر شدن.حس کردم باید کمی بنویسم.

۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه

توهین جزء این چه معنای دیگری می دهد؟

اول از همه بگویم دم همه بچه ها در همه جای ایران گرم.
مثل اینکه آقای احمدی نژاد دیروز در اظهاراتی ضمن خار و خاشاک خواندن ملت ایران گفته:آزادی در ایران نزدیک به مطلق است. این در حالی است که وزارت کشور با وجود نبود هیچ دلیل قانونی هرگونه تجمع را غیر قانونی خوانده است.این یکی از کمترین راهها برای بیان نظرات هر شخص است. که الان در این دولت پر مدعا تضییع شده است
در ضمن مسئولین مربوطه هم باید هر چه سریعتر نسبت به تضییع این حق قانونی ما کاری انجام دهند.
راستی بد نیست نسبت به توهینی هم که آقای احمدی نژاد انجام داده است وملت بزرگ ایران را خار و خاشاک خوانده شکایتی تنظیم شود.
در حالی که احمدی نژاد با کمترین انتقادی روزنامه ها را متهم به توهین کرده و آنها را تعطیل می کند ما نیز انتظار داریم نسبت خس و خاشاک خواندن ملت ایران عذر خواهای صورت گیرد.گمان نمی کنم در هیچ کشور آزادی، رئیس جمهور آن کشور ملت خودش را خار وخاشاک و گرد و غبار بخواند.
یکی از این راهها بعد از شکایت بردن به قوه قائیه تنظیم بیانیه ای در پتیشن آنلاین است.که مرجعی بسیار معتبر است.
.....................
در این گیر و دار فید وبلاگ ما هم خراب شده...

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

...

دیشب تا دیر وقت پای صندوق رای بودم.از همانجا با مسئولین صندوقهای دیگر
هم تماس گرفتیم.همگی یا از پیروزی موسوی خبر می دادند یا از رقابت
تنگاتنگ موسی و احمدی نژاد.
شب وقتی با خستگی و کوفتگی به خانه برگشتم .یکی از بهترین خوابهایم را
کردم چرا که خبر خوشی را انتظار می کشیدم.
اما وقتی امروز صبح با صدای خواهرم که می گفت :بیدار شو که احمدی نژاد
رئیس جمهور شد. بیدارشدم ، بک لحظه فکر کردم شاید هنوز خوابم! آن هم با
رای قاطع 2 برابر رای موسوی، شاید یکی از غیر قابل باورترین حرفهای عمرم
راشنیدم.مگر می شد؟ از صبح تا حالا هرجور حساب می کنم، نمی توانم باور
کنم.
تنها یک حرف در مورد این انتخابات می توانم بزنم. " پیروزی احمدی نژاد محال بود."
دیشب یکی از ناظرین این شعر را با خود زمزمه می کرد:هر کجا صیاد گذارد
دانه ها دانه پیدا و پنهان دامها
فقط خدا کند اینطور نباشد.

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

روانشناسی انتخاباتی

موسوی:شما انسان خوبی هستید.وقتی فکر می کنید گاها چیزهای خوبی نیز به ذهنتان می رسد.اما هیچگاه قاطعیت لازم را برای انجام افکارتان ندارید.شاید آیندگان از شما به عنوان مصداق بارز ضرب المثل هر وقت شل بگیری سفت می خوری نام ببرند.این تنها خاصیت شماست . پس سعی کنید اراده خود را با تمرین قوی کنید.

کروبی: شما انسان با هوشی هستید که به خوبی گذشته را چراغ راه آینده خود کرده اید. ویژگی بارز شما شجاعت و قاطعیت است.بهترین شغل برای شما ، امداد و نجات است. چرا که نه تنها خودتان را نجات می دهید بلکه 2 نفر دیگر را هم نجات می دهید.شما با عمل خود حرف می زنید و شعارتان در زندگی سفت بگیر تا شل بخوری است.

احمدی نژاد: متاسفانه شما برای به کرسی نشاندن حرف خود از دین تا ناموس ملت مایه می گذارید.شما بعد از اینکه 7999999999 انسان روی کره زمین را به درغ گویی و کارشکنی متهم کردید.عاقبت گیر دادن به عکس خودتان در آینه را آغاز می کنید. پس همین الان برای جلوگیری از دیوانگی گیر دادن را تمام کنید.

رضائی: شما مصداق بارز "نه این وری ، نه اون وری" هستید. از چهره شما می توان آیکون مظلوم طرف حق را ساخت.

تحریمی: شما دچار نوعی بیماری به نام بیلاخ خوردگی مشروعیت از جانب محمود هستید و به دلیل کابوسی که شبها می بینید امسال تصمیم به رای دادن گرفته اید.

پی نوشت1:احتمالا وقتی این پست را می خوانید رای خود را در صندوق انداخته اید . پس فقط با خواندن این نوشته به گونه ای عاقبت خود را خواهید دید.

پی نوشت 2 : امیدوارم از این نوشته معلوم نباشد که من کروبی ام

پی نوشت 3: به دلیل ذیق وقت تمام حرفهایم را در این پست خلاصه کردم

.......................

کارخانه پگاه اعلام کرد: هر کس فردا به احمدی نژاد رای دهد شیرم را حلالش نمی کنم

فید وبلاگم خراب شده و نمی دونم باید چیکارش کنم.... به قول آقای موسوی چیز توش

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه