۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سه‌شنبه

شایعه رای دادن در مدارس

به تازگی شایعه شده است که طرفداران موسوی برای رای دادن بهتر است به مدارس بروند.
این یک شایعه بزرگ است تا جناح رقیب بتواند به راحتی صندوق های پر از آراء موسوی را از صندوقهای احمدی نژاد تفکیک بکند و پس از آن به ابطال آراء صندوقهای بیشتر متمایل به موسوی بپردازد
لطفا به اطرافیان خود اطلاع دهید.

۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

خبر داغ :بانک مرکزی رسما آمارهای ارئه شده از طرف احمدی نژاد را گمراه کننده خواند

بانک مرکزی امروزدر یک بیانیه آمار ارائه شده از طرف احمدی نژاد را رسما گمراه کننده خواند.
این لینک بیانیه
واین هم لینک آمار در یک فایل پی دی اف

خدا کند این آمار بین مردم عامی هم نفوذ داشته باشد.
احمدی نژاد خیلی روی این آمار مانور می داد ، اکنون زمان پاسخگوییست

۱۳۸۸ خرداد ۱۶, شنبه

الان که دارم این را می نویسم تیتراژ مناظره شروع شده و من همچنان محکم و
استوار روی حرف هستم...البته با کمی جو زدگی
اما منتظرم ببینم کی اول شلوار از پای اون یکی می کنه
با عرض پوزش فروان از خانواده های محترم...بی ادبی بنده را به حساب جو
زدگی بذارید فعلا
شروع شد...فکر کنم اولین پست مناظره را من نوشته باشم.. :D

۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

پیرامون مناظره احمدی نژاد و موسوی

امناظره دیشب را دیدم.
1- متاسفانه آن چیزی که انتظار داشتم نشد. می دانستم که موسوی نیز مانند
خاتمی انسان بی زبانیست ، اما فکر نمی کردم تا این حد . متاسفانه این بی
زبانی هزینه سنگینی را به دوش ما انداخت.
مناظره ای که به راحتی می توانست جایی باشد برای ریزش بخشی از قشر عامیه
حامی احمدی نژاد ، تبدیل شد به جایی برای قوت گرفتن قشریون حامی وی.
یکی از اصول اولیه ای که سیاستمدار باید بداند اینست که "بازی در زمین
حریف با قوانینی که او تعیین می کند غیر ممکن است" پس باید این فضا را
شکست.
2- احمدی نژاد با اولین کلمات خود سعی کرد موسوی را با هاشمی که نماد
قدرت و ثروت در بین عامه مردم ماست پیوند دهد. کاری که 4 سال پیش نیز با
آن جواب گرفت. حال نیز سعی داشت شکستهای خود را با تنها و بی قدرت جلوه
دادن خود از یک سو و کارشکنی های رقیب قدرتمند و ثروتمندش(تعبیری که سعی
کرد به اطرافیان موسوی بچسباند) از سوی دیگر توجیه کند.
او این پروژه را به استناد این جمله که : آقای هاشمی در اوایل کار این
دولت با نوشتن نامه ای ، عمر این دولت را 6 ماه پیش بینی کرده است پیش
برد.
در اینجا موسوی با تئجه به اصل بالا به راحتی می توانست از احمدی نژاد
مدرک معتبری برای حرفش درخواست کند و بگوید بر طبق قوانین برنامه نام
بردن از اشخاص بدون حضور آنها ممنوع است پس شما نیز قوانین برنامه را
رعایت کنید و در جواب بقیه کارشکنی های نام برده شده از طرف احمدی نژاد
بگوید شما 4 سال فرصت داشتید . اما به استناد سخنگوی قوه قضائیه حتی یک
شکایت هم از طرف شما تنظیم نشده تا جلوی پیشرفت کشور گرفته نشود و در
زمانی هم ادعا کردید که اسامی مفسدان اقتصادی در جیبتان است اما عده ای
از رفیقان شفیق شما را از انجام این کار بر حذر داشته اند. این چه رفیق
شفیقی است که شما را از لو دادن نام دزد بر حذر می دارد؟
یا در مورد تورم ایشان به راحتی می توانست بگوید شما 11 درصد تورم تحویل
گرفتید و 25 درصد پس دادید . از طرفی بالاترین میزان درآمدهای نفتی را در
طول انقلاب داشته اید با ان وجود استعفای 3 رئیس بانک مرکزی ، یک وزیر
اقتصاد و یک رئیس بورس را دارید. همینطور انتقاد شدید نمایندگان حامی
شما
یا در مورد قضیه کردان که همه از آن با عنوان پاشنه آشیل دولت نهم یا
"کردان گیت" نام می بردند . موسوی بهتر می توانست عمل کند. در زمانی که
احمدی نژاد می گوید: مدرک مهم نیست و کار خوب مهم است. موسوی به راحتی می
توانست بگوید : بله حرف شما درست ، اما آیا به دروغ گفتن یا نگفتن هم
نیست؟ فردی که قرار است محافظ آراء مردم باشد نباید دروغ گو باشد. این
لطمه بزرگی به آبروی کشور می زند.
اینگونه می شد به راحتی بازی را از حالت تدافعی به تهاجمی تبدیل کرد.
متاسفانه موسوی برنامه های خود را بر روی کاغذ نوشته بود و انتظار داشت
که احمدی نژاد هم به تشریح برنامه های خود بپردازد. اما برای حمله به
احمدی نژاد اصلا آمادگی نداشت . چیزی که می توانست ستون فقرات شکست احمدی
نژاد باشد. یعنی موج سواری یر نقاط ضعف احمدی نژاد.
3- ما برای تغییر اوضاع به چیزی بیش از یک رئیس جمهور میانه رو با نیت
خوب داریم احتیاج داریم.
4- موتور مغز موسوی تنها در زمانی به کار افتاد که تشری از طرف احمدی
نژاد با مضمون اینکه مدرک دکتری همسر آقای موسوی جعلی است روبرو شد. با
خود می اندیشم که ای کاش احمدی نژاد این کار را در اول برنامه می کرد
تا....
پیش بینی بنفش
بی صبرانه منتظر مناظره شیخ و احمدی نژاد هستم . و از همین الان می نویسم
و پایینش را هم امضاء می کنم که شیخ اگر برنده مناظره نباشد ، بازنده نیز
نخواهد بود.
خوشبختانه شیخ از نعمت حمایت هاشمی بی بهره است و بزرگترین حربه احمدی
نزاد در اینجا بی اثر خواهد بود. هر چند که باز هم جسته گریخته سعی در
این کار را می کند. اما موفق نخواهد بود.(چون شیخ بسیار زیرک تر از این
حرفهاست ! )
پس در این صورت محوریت حملات احمدی نژاد به شیخ از این نقاط خواهد بود.
• اتفاقات بنیاد شهید و ثروت او
• تحصن نمایندگان مجلس ششم و جریان تلگراف به آمریکا ( به گفته او !)
• و 70 هزار تومان پول نفت که وعده کروبی است
• گریزی نیز به حکم حکومتی خواهد زد
البته از این احمدی نژادی که ما دیدیم هیچ چیز بعید نیست.
همینجا دوباره می گویم و امضاء هم می کنم که مناظرات شیخ را ندید قبول دارم.
حالا ببینید کی گفتم !!!
پی نوشت: شیخ به معنی ریش سفید نیز هست که من این لقب را لقب خوبی برای
کروبی می دانم. در فرصتهای بعدی حتما در این مورد خواهم نوشت
پی نوشت 2 : البته اینها تنها گوشه ای از حرفهایی بود که موسوی می توانست
بگوید و نگفت و فرصت را سوزاند . از موسوی با آن همه مشاور انتظار خیلی
بیش از اینها می رفت.

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

و قاف
حرف آخر عشق است
جایی که نام کوچک من آغاز می شود

قیصر امین پور

۱۳۸۸ خرداد ۱, جمعه

اندر حکایات ما و کنتورمان

چند ماهی بود که کنتور وبلاگم تعداد بازدید کننده ها رو صفر نشون می داد و کلی از این مطلب ضد حال خورده بودم...اما امروز فهمیدم که مشکل از کنتور وبلاگ بوده. اما نمی دونم چطوری درستش کنم. از طرفی به خاطر امکاناتی که می ده خیلی به این کنتور علاقه دارم .
با این وجود من به وبلاگ نویسی علاقه دارم حتی اگر هیچکس وبلاگم رو نخونه !
البته امروز با نا امیدی کامل یه سری به فید برنر هم زدم وبا کمال تعجب دیدم میانگین مشترکین در هر روز تقریبا برابر با 8 نفره !!!!
فورا به قسمت راهنما رفتم و دیدم احتمالا این آمار درسته...اما هنوز که هنوزه باورم نمی شه..در هر صورت از تمام دوستانی که من رو تحمل می کنن خیییلی خیییلی متشکرم

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

بحثی پیرامون انتخابات

این روزها هر جا پا میزاری داغترین بحث سیاسی ، بحث انتخاباته ! البته به
نظر من محوریت بیشتر این بحث ها به چه کسی رای دادن نیست بلکه بین رای
دادن یا رای ندادن هست.
اما من الان اصلا نمی خوام به بحث پیرامون انتخابات از این منظر وارد
بشم.بلکه می خواهم فرض رو بر این بگیرم که می خواهم رای بدهم. در حالی که
یک ماه مانده به انتخابات و حتی اسم کسانی که می توانند انتخاب بشوند به
صورت رسمی اعلام نشده . و حتی اسامی غیر رسمی افرادی که می گویند افراد
مطرحی هستند هم تا 3 ماه پیش به صورتی کاملا مبهم و نامعلوم بود. حتی تا
2 هفته پیش هم این اسامی به صورتی کاملا روشن و ثابت مطرح نبودند. کما
اینکه آقای محسن رضایی همین چند وقت اخیر اعلام آمادگی برای کاندیداتوری
کرد.و همنطور که در سطور بالا گفتم هیچ تضمینی وجود نداره که حتی تمام
این کاندیداهای به گفته خود "مطرح" ، بتوانند در عرصه رقابت انتخاباتی
شرکت کنند. و تازه کسانی هم که به این عرصه وارد شدند فرصت شون برای
تبلیغات چیزی حول و حوش 3 هفته هست.
کارهایی مثل تشکیل ستادهای انتخاباتی ، مناظره های تلویزیونی(که خیلی
خیلی مهمه)، سخنرانی ها و ...
حالا ما تو این فرصت کم چه طوری می تونیم انتخاب اصلح بکنیم؟ شما به من بگید
قاعدتا کاندیداها باید در یک زمان نسبتا طولانی بتوانند به عنوان نامزد
پست ریاست جمهوری در مقابل حوادث ، پیشامدها و یا استراتژیهای دولت فعلی
اعلام موضع بکنند و بگویند "اگر من بودم چه می کردم" و فرصت قیاس و تفکر
به مردم می دادند و روزنامه ها و افراد مستقل و یا حزبی در این برهه
زمانی به نقد عملکرد این کاندیداها بروند ویا اینکه کاندیداهای رقیب به
دقت بتوانند یکدیگر را به چالش و موشکافی مسائل وادار کنند.
• با توجه به این مسائل من به عنوان یک رای دهنده ایرانی با کمبود منابع
لازم برای تحقیق درست در مورد کاندیدای اصلح خودم مواجه هستم.
یا در اصطلاح عامیانه از ک..ن گیج شدم به کی رای بدم
• برای نمونه عرض می کنم که در کشوری مانند آمریکا رقابتهای انتخاباتی از
چیزی نزدیک به یکسال قبل از شروع رای گیری آغاز می شود و در یکماه پایانی
رقابتها دیگر تقریبا 2 نامزدی که بالاترین میزان محبوبیت را در بین رای
دهندگان دارند باقی مانده اند و رقابت به باریکترین مقاطع خودش رسیده. در
ضمن تو این یکسال رقابت انتخاباتی ، خبرنگارهای بسیاری به جنگ کاندیداها
رفته و ده تا پرونده از کاندیداها رو کرده اند. اما تو این 3 هفته چه
کاری می شه انجام داد؟
• یک نکته جالب دیگری که در این انتخابات دیدم این بود که هیچ چهره جدیدی
رو انتخابات ندیدم.
3نفر از این چهار نفر که عینا در دور قبلی هم شرکت کرده بودند و یک نفر
هم که چند دوره قبل نخست وزیر پا به نوعی معادل همان سمت رئیس جمهور فعلی
را دارا بوده.
• در اینجا لازم می دانم یک توضیح کوچیک در مورد مثالی که از کشور آمریکا
زدم به بعضی از برادران و خواهران عزیز عرض بکنم و آن اینکه ، کره زمین
به وسیله یک خط فرضی به نام "نصف النهار مبدا" به 2 نیم کره شرقی و غربی
تقسیم شده .
آن طرف این خط آدم زندگی می کند و این طرف خط هم آدم زندگی می کند. من
فقط یک مثال از موجوداتی مثل خودمان زدم
• یک توضیح تکراری دیگه هم باید بدم که من به هر چیزی که قبول دارید یا
ندارید قسم می خورم که هیچگونه قصدی در رابطه با اینکه شما رای بدهید یا
ندهید ندارم. چون خودم به شخصه بد جوری تو این کار موندم.
دلایلش هم ایشالا حتما در پست های بعدی می گم.اما تو این پست فقط یکی از
ایراداتی که به این انتخابات وارد می دونستم را عرض کردم.اگر شما نظر
مخالفی دارید بهتون التماس می کنم نظرتون رو بگید یا اگر لینک یا مطلب
جالبی در این مورد دیدید برام بفرستین خواهش می کنم. تا من در افکارم از
اون ها بهره بگیرم.